ایتا پیامک تماس

حکمت قدیم

۱۷۱.۰۰۰ تومان

شناسه محصول: 1045940009 دسته: برچسب: ,

وزن 220 گرم
تاریخ انتشار

1386

شابک

9789642671090

نوع جلد

شومیز

زبان

نوبت چاپ

1

تعداد صفحات

161

قطع کتاب

رقعی

ناشر

نویسنده

فهرست اجمالی

حکمت قدیم

حکمت

  • حکیم
  • متکلم
  • صوفی
  • عارف
    • تعریف فلسفه
    • اقسام حکمت
    • اقسام حکمت نظری
    • اقسام حکمت عملی

طبیعیات

  • تعریف جسم و اقسام آن
    • جسم صناعی
    • جسم طبیعی
    • جسم مثالی
    • جسم تعلیمی
    • اقسام جسم طبیعی
    • نظر متکلمین
    • ادله متکلمین بر مذهب خود

عوارض جسم طبیعی

  • مکان
  • خلأ
    • دلیل امتناع خلأ
  • حرکت
  • زمان
  • دلایل منکرین زمان

نفس

  • تعریف نفس و اقسام آن
    • نفس نباتی
    • نفس حیوانی
    • نفس انسانی
    • نفس ملکی

بخشی از مقدمه

چهار فرقه از مردم درصدد معرفت برآمدند و این چهار فرقه از سایر مردم ممتاز شدند، به انکه حقایق اشیاء را به فکر جستجو می کنند و این وجه امتیاز آنها است و آن چهار فرقه عبارت اند از: حکیم- متکلم- صوفی- عارف- اینان خواستند بفهمند که آیا این عالم خود به خود به وجود آمده یا علتی و یا صانع و خالقی دارد. آیا مردم پس از مردن معاد و حشری خواهند داشت یا نه. این اشخاص جویای حقایق اشیاء بودند یکی از این چهار فرقه حکیم است…

از متن کتاب

هیولی و اثبات آن

جسم آن است که در سه جهت ممتد باشد. جسم مرکب است از امری که به آن بالقوه است و آن هیولی است، و امری که به آن بالفعل است و آن صورت است. مثلاً چوب بالقوه میز و صندلی و تخت است و چوب نسبت به اینها هیولی است و میز و صندلی و تخت که بالفعل است همان صورت است. پس در میز و صندلی امری است بالقوه که همان چوب باشد و امری است بالفعل که همان تخت و میز و صندلی باشد…

تناهی ابعاد

تناهی ابعاد یکی از مسائلی است که در حکمت طبیعی از آن بحث می‌شود. اختلاف است در بین حکما در اینکه ابعاد متناهی یا غیر متناهی است. بعضی از حکمای قدیم یونان و هند گویند که ابعاد غیرمتناهی‌اند و برخی از حکمای مشاء و حکمای اسلام معتقدند به این که ابعاد متناهیند. تناهی به دو معنی است: یکی تناهی عددی و دیگر تناهی لایقفی.

اختلاف در ماهیت مکان

حکما اختلاف کرده‌اند در موجود مکان و همچنین اختلاف دارند در ماهیت آن که شش قول راجع به آن ذکر شده است: ۱٫ مکان را بعضی هیولی دانسته‌اند ۲٫بعضی صورت گفته‌اند ۳٫ افلاطون و اشراقیون مکان را بعد مجرد روح می‌دانند ۴٫بعضی از متکلمین مکان را بعد موهوم می‌دانند ۵٫ارسطو و مشائین مکان را سطح باطن جسم حاوی که مماس با ظاهر جسم محوی است گفته‌اند ۶٫عامه گویند مکان جسمی است که جسم دیگر بر آن قرار گیرد المکان هو ما یستقر علیه الجسم مثلا عامه سطح زمین را مکان می‌دانند برای انسان و حیوان و جماد و غیره.